اگر او خواهد آمد ! - راز گشایی

+ اگر او خواهد آمد !

جمعه 2 شهریور 1386 ساعت 4:5 عصر


به تو می اندیشم ....
ای سرا پا همه خوبی...
تک و تنها به تو می اندیشم...
به تو می اندیشم... 
همه وقت . همه جا...
 من به هر حال که باشم...
به تو می اندیشم...
تو بدان این را . تنها تو بدان...
تو بمان با من . تنها تو بمان...
به تو می اندیشم ...
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب...
من فدای تو .به جای همه گلها تو بخند...
من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست...
اخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش...
پاسخ چلچله ها را تو بگو...
قصه ابر و هوا را تو بخوان...
تو بمان با من...
تنها تو بمان...

الهم عجل لولیک الفرج

 


نوشته شده توسط : طفل طریق

راز گشا [ نظر]



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[22/10/1386- 12:37 ص] چیزی متشکل از «ه »و« ک»
[21/10/1386- 1:38 ص] این یک سوال بدون حاشیه است!
[12/10/1386- 10:12 ع] برف
[11/10/1386- 9:42 ع] سال نو میلادی مبارک باد
[9/10/1386- 1:5 ص] علـــــــــــــــــــــــــی
[1/10/1386- 9:37 ع] جای خالی تو را
[28/9/1386- 11:41 ع] این روز و همه روز
[26/9/1386- 6:9 ع] عصبانی
[23/9/1386- 2:36 ص] آغاز فصلی دیگر...
[17/9/1386- 6:42 ع] به کجــــــــا؟!
[11/9/1386- 4:14 ع] آنجا که قلبها پیوند می خورد
[9/9/1386- 4:0 ع] برای آن مسافر
[5/9/1386- 5:49 ع] دعا(2) سفر عشق
[2/9/1386- 10:25 ع] دعا
[1/9/1386- 7:57 ع] دل نوشتی عاشقانه
[همه عناوین(40)][آرشیو شده ها]