آرام دستهايم را باز کرده بودم وپايم را روي هم انداختم!و راحت بر پشت نيمکت پارک تکيه دادم...و به روبه رويم نگاه کردم!اين تابستون رو مرور کردم!داشتم به عادت هاي خودم..اطرافم و... فکر مي کردم..داشتم فکر مي کردم..عادت چيه؟ وابستگي هاي درست و غلط... و به خود وابستگي فکر کردم...به ... چرخ مي خورد و چرخ مي خورد اين چرخه ذهن!سعي کردم خودم رو نقد کنم!اين روز ها درگيري عجيبي دارم با خودم!
چند تا عيب و ايراد پيدا کردم تو خودم!اولش گفتم چرا بگم؟بعد گفتم خوب از دوستان مي خوام که تو اين موارد کمکم کنن!و فکر نمي کنم بگن نه!؟
تا ايراد و تقصير و اشکالي پيدا ميشه!ذهنم بدو مي ره سراغ اينکه بگه من نيستم!..و چيز هايي گير مي آورم که هر کي گوش کنه مي خنده!مثل اين يارو خارجکي واسه فوتبال که ميگه زمين کجه!خلاصه يه جورايي کي بود کي بود من نبودم!دُرُس بشو هم نيستم!بعد اين قدر اين کار رو ادامه ميدم که خودم خجالت مي شکم وميگم....بسه ديگه!لنگ دراز
هنوز ياد نگرفته که نقد پذير باشه و خودشو درس کنه!

چرا اين قدر اهل حرف شدم!عملم خيلي کمتره..ادعام اين هوااااااااا
زود به هر چيزي عادت مي کنه!مثلا همين نت! معتاد شدم!
درس کم مي خونم!قبلا خوراک غير درسي ام کتاب هاي فلسفي!يا فوق فوق اش... چه مي دونم!؟
تو اين جريان هم کمک مي خوام!وگرنه....
فکر مي کنم!تازگي ها از حرفم زود کوتاه ميام!زود ميگم باشه!حوصله بحث کمتر پيدا کردم!قبلا اي ول..کَل کَل تخصص من بود!
حس خوبي ندارم پاچه خواريم بيشتر شده!حتي تو مسائل سياسي سعي مي کنم نظرمو زياد نگم!ترجيح به سکوت مي دم چرا !؟؟؟
با اينکه مي دونم..اين رسمش نيس!
قبلا يه دانشجويي بودم که انتقاد رو باعث پيشرفت مي دونستم و به خودم و بقيه مي گفتم تا آخر حرف حق گفتم وايميسم!اما حالا يه نوع رخوت خاص سياسي بهم دس داده!شدم عين اين دلقکه!

مثل ماجراي صغري کبري اي که به بچه ها مي گفتم!
صغري:نفت را سر سفره مردم مي بريم!
کبري:بنزين سهميه بندي شد!
نتيجه: نفت با بنزين فرق داره
صغري:دولت اعلام کرد در مورد حق غني سازي خود يک قدم هم عقب نمي نشينيم!
کبري:اژانس اعلام کرد : غني سازي ايران کاهش يافته است!
نتيجه:عقب نمي نشينيم!جلو هم نمي رويم!با سرعت دور خودمان مي چرخيم!
صغري:رئيس جمهور گفت:ما نرخ تورم را از 13 درصد تک رقمي کرده ايم !
کبري:نرخ تورم از 13 درصد به 17 درصد رسيد!
نتيجه:عدد 17 يه عدد تک رقمي است!
صغري:رئيس جمهور گفت :در ايران ازادي کامل و مطلق وجود دارد!
کبري:کتاب خاطرات رئيس مجلس خبرگان سانسور مي شود!
نتيجه:در ايران ازادي کامل و مطلق براي رئيس جمهور وجود دارد!
صغري:هاله اسي جوون!اعتراف کرد که جاسوس است و فيلم پخش شد!
کبري:هاله اسي جووون! با مجوز قاضي گذرنامه اش را گرفت ورفت و باي باي!
نتيجه:اعتراف کردن يک برنامه تلويزيوني سرگرم کننده است!
يا مسئله ماه مبارک..اين قدر از اين صغري کبري ها شنيدم..حالم بهم مي خوره!
يا مسئله عشق و احساس!ديشب 4 ساعت از 11 و نيم تا سه و نيم!با يکي از بچه هاي خوب خودمون! چتيدم!2 ماهي ميشه م يدونم چه مرگشه..ديشب زدم به سيم اخر و باهاش مفصل حرف زدم!
اخر سر هم نتونستم قانع اش کنم که تو نت دوستش داري و عاشقش شدي
اونم يه دل نه صد دل...چه جوري مي خواي ادامه بدي؟مي خواي بري ازدواج کني باهاش!اونم تو؟ تو اين شرايط؟درست که مونده... کار هم که موقتيه!... سربازي هم که شکر خدا نرفتي... فقط مي دوني دوستش داري!!!
همين؟فکر کردي حله..تو نت اگه قرار بود زن پيدا کنن که ... بزنم کمک فنر فکت رو بيارم پايين!؟
تازه مي گي نمي دوني اون قدر که تو اونو دوس داري اونم تو رو دوس داره يا نه؟
ولي چون خانوادگي هم دور ا دور مي شناسين از قبلا ها هم دوستش داشتي
و..ديگه نميشه کاريش کرد!!
!!مي خواد خاطرات بودن باهاشو قاب کنه بزنه به ديوار بچه خنگ و خل
ولي با اين حال نتونستم قانعش کنم و ذهنمو خيلي مشغول کرده!
و کلي موضوع ديگه که.... مي گن طولاني ننويس..اين قدر فک نزن...اگه آق مهدي بخونه منو مي کشه!..ما مخلصيم قربان!
ببخشيد اين جا شد درد و دل و خاطرات و مسخره بازي.
..شرمنده ببخشيد تو رو خدا .
نوشته شده توسط : طفل طريق
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ