+ قطار به مقصد خدا ! مسافراش سوار شن !
کمي در ايستگاه دنيا ايستاد

ستاره اي رو به جهانيان کرد گفت:
مقصدما خداست.کيست که با ما سفر کند؟
کيست که مي خواهد به عشق ابدي برسد؟
کيست که باور کند دنيا ايستگاهي جز براي گذشتن نيست ؟
قرنها گذشت اما جز اندک کمي از آدمها سوار بر قطار ابدي نشدن
از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود

در هر ايستگاه که قطار مي ايستاد کسي کم ميشد.
قطار ميگذشت سبک مي شد
چون سبکي قانون خداست!
قطار هميطور حرکت ميکرد تا به بهشت رسيد.
ستاره دوباره صدا زد اينجا بهشت است!
هرکه مي خواهد پياده شود
اما ايستگاه آخر نيست.
مسافران بهشتي پياده شدند
اما قطار از ايستگاه بهشت هم گذشت.
آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت :
درود بر شما راز من همين بود هر که مرا مي خواهد
در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد
اما در ايستگاه آخر نه قطاري بود نه مسافري

نوشته شده توسط : طفل طريق
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ